معانی کلمه : ژیل
لغت نامه دهخدا
ژیل. ( اِخ ) ل. ا. گوسه دُگین. نام کاریکاتوریست فرانسوی. مولد پاریس و وفات در شارانتون ( 1840 - 1885 م. ). او را آندره نیز نامند.
فرهنگ فارسی
نام کاریکاتوریست فرانسوی . مولد پاریس و وفات در شارانتون . او را آندره نیز نامند .
