معانی کلمه : ژیان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. خشم آلود، خشمگین، خشمناک، تندخو.
۲. درنده: سگِ کیست روباه نازورمند / که شیر ژیان را رساند گزند (نظامی۵: ۸۲۴ )، مورچگان را چو بُوَد اتفاق / شیر ژیان را بدرانند پوست (سعدی: ۱۲۴ ).
۲. درنده: سگِ کیست روباه نازورمند / که شیر ژیان را رساند گزند (نظامی۵: ۸۲۴ )، مورچگان را چو بُوَد اتفاق / شیر ژیان را بدرانند پوست (سعدی: ۱۲۴ ).
فرهنگ معین
(ص . ) ۱ - خشمگین . ۲ - درنده .
فرهنگ فارسی
(ادبی) خشمگین، سبع، ژیانی
خشم آلود، خشمگین، خشمناک، تندخو، درنده
( صفت ) ۱ - خشم آلود خشمگین غضبناک ۲ - درنده سبع .
( صفت ) ۱ - خشم آلود خشمگین غضبناک ۲ - درنده سبع .
دانشنامه عمومی
(کردی؛ سنندج) زندگی.
واژه است که در زبان (کردی) به معنی زندگیست اما در فارسی به معنی خشمگین
جملات نمونه
شیر ژیان
an angry lion
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: žiyān) خشمناک و غضبناک؛ (به مجاز) بیباک و شجاع .
اسم: ژیان (پسر) (فارسی) (تلفظ: žiyān) (فارسی: ژيان) (انگلیسی: zhiyan)
معنی: بی باک و شجاع، خشمناک و غضبناک
معنی: بی باک و شجاع، خشمناک و غضبناک
مترادف و متضاد
درنده، سبع
خشمگین، دمان، غضبناک
۱. خشمگین، دمان، غضبناک
۲. درنده، سبع
