معانی کلمه : ژکور
لغت نامه دهخدا
ژکور. [ ژُ ] (اِخ ) لوئی شوالیه دو. نام دانشمند فرانسوی و یکی از نویسندگان دائرةالمعارف . مولد پاریس بسال 1704 و وفات بسال 1779 م .
فرهنگ عمید
= ژگور: چرخ فلک هرگز پیدا نکرد / چون تو یکی سفلهٴ دون و ژکور (رودکی: ۵۰۲ ).
فرهنگ معین
(ژَ ) (ص . ) ۱ - بخیل . ۲ - دزد.
فرهنگ فارسی
(قدیمی) خسیس
۱ - بخیل خسیس سفله . ۲ - پیچیده . ۳ - دزد قطاع الطریق .
نام دانشمند فرانسوی و یکی از نویسندگان دائره المعارف . مولد پاریس بسال ۱۷٠۴ و وفات بسال ۱۷۷۹ میلادی .
نام دانشمند فرانسوی و یکی از نویسندگان دائره المعارف . مولد پاریس بسال ۱۷٠۴ و وفات بسال ۱۷۷۹ میلادی .
