معانی کلمه : ژونو
لغت نامه دهخدا
ژونو. [ ن ُ ] ( اِخ ) آندُش. دوک دابرانتس ژنرال فرانسوی. مولد بوسی -ل ُ-گراند ( کت -دُر ) بسال 1771 م. وی در نبرد ایتالیا آجودان ناپلئون اول بود و با هیئت اعزامی به مصر رفت و لیسبن رادر 1807 بگرفت و سرانجام در سال 1813 خود را کشت.
