Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ژلاتین

تلفظ بین المللی : /ʒelˈɑtin/ تلفظ :‌ [Zel'Atin]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • ژلاتین گیاهی
  • ژلاتینی
  • ژلاتینی سازی
  • ژلاتینی شدن
  • ژلاتینی شکل
  • سوپ ژلاتینی
  • هیدرات سلولز ژلاتینی
  • چاپ ژلاتینی
  • ژلاطین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

ژلاتین. [ ژِ ] ( فرانسوی ، اِ ) اصل آن به زبان لاتین ژلاسیو به معنی انجماد و یخ بستن است و آن ماده ای است شبیه به لرزانک میوه که از الیاف نسوج حیوانات گرفته میشود و برای ساختن چسب ها بکار میرود و در چاپ نیز بکار است.

فرهنگ عمید

ماده ای حاوی پروتئین که در تهیۀ چسب، فیلم های عکاسی، ژله، و بستنی به کار می رود.

فرهنگ معین

(ژِ ) [ فر. ] (اِ. ) ماده ای لزج و چسبنده که از جوشاندن استخوان در آب به دست می آید و در صنعت و تهیة مواد غذایی مورد استفاده قرار می گیرد.

دانشنامه آزاد فارسی

ژِلاتین (gelatin)
پروتئین محلول در آب که از پوست و استخوان حاصل می شود و در آشپزی برای تهیۀ ژله، و نیز ساختن چسب و لایۀ حساس در عکاسی به کار می رود.
wikijoo: ژلاتین

فرهنگ فارسی

ماده‌ای لزج که از جوشاندن سم چارپایان و غیره به دست می‌آید، ژله

نوعی پروتئین که از پوست و استخوان و برخی دیگر از قسمت‌های بدن حیوانات به دست می‌آید

دلمه، سریشم، سریشم ماهی، ماده لزج و چسبنده، جسمی برای چاپهای فوری دستی ونوردهای ماشین چاپ( اسم ) ماده ای لزج و چسبنده که برای ساختن چسب و نیز جهت چاپهای فوری دستی در روی نورد های ماشین چاپ بکار رود و آنرا از سریشم ماهی گلسیرین قند و آب و ام...

دانشنامه عمومی

ژلاتین ماده ای جامد نیمه شفاف، بی رنگ، ترد و کمابیش بی مزه است که از کلاژن درون پوست و استخوان جانوران به دست می آید. این ماده معمولاً به عنوان عامل ژله ای کننده در صنایع غذایی، داروسازی، عکاسی و لوازم آرایشی و بهداشتی به کار می رود. مواد حاوی ژلاتین یا چیزهایی با عملکرد مشابه این ماده، ژلاتینی نامیده می شوند.ژلاتین یک گونه تغییرناپذیر هیدرولیز شده از کلاژن است و به عنوان یک ماده خوراکی طبقه بندی ...

جملات نمونه

ژلاتینی

gelatinous, gelatinoid

ژلاتینی کردن یا شدن

to gelatinise, to gelatinize

ژلاتینی سازی

gelatinisation, gelatinization, gelation

مترادف و متضاد

gelatin (اسم)
دلمه، ژلاتین، سریشم

فرهنگستان زبان و ادب

{gelatin} [علوم و فنّاوری غذا] نوعی پروتئین که از پوست و استخوان و برخی دیگر از قسمت های بدن حیوانات به دست می آید

کلمات مرتبط

  • ژلاتین گیاهی
  • ژلاتینی
  • ژلاتینی سازی
  • ژلاتینی شدن
  • ژلاتینی شکل
  • سوپ ژلاتینی
  • هیدرات سلولز ژلاتینی
  • چاپ ژلاتینی
  • ژلاطین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات