معانی کلمه : ژرف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. گود، عمیق، دورودراز: به دریای ژرف آن که جوید صدف / ببایدش جان برنهادن به کف (اسدی: لغت نامه: ژرف )، هر آن کاو به ره برکَنَد ژرف چاه / سزد گر نهد در بُن چاه گاه (فردوسی: ۳/۳۱۳ ).
۲. ویژگی کلام یا نوشته ای که معنای بسیار داشته باشد: جاهل نرسد در سخن ژرف تو آری / کف بر سر بحر آید پیدا نه به پایاب (خاقانی: ۵۸ ).
۲. ویژگی کلام یا نوشته ای که معنای بسیار داشته باشد: جاهل نرسد در سخن ژرف تو آری / کف بر سر بحر آید پیدا نه به پایاب (خاقانی: ۵۸ ).
فرهنگ معین
(ژَ ) (ص . ) ۱ - گود، عمیق . ۲ - دور، دراز.
فرهنگ فارسی
(ادبی) عمیق، گود
(مجازی) دارای شدت، قدرت یا سابقهی زیاد
دهی از دهستان زاوه بخش حومه شهرستان تربت حیدریه در ۷۲ کیلومتری شمال شرقی تربت حیدریه ۲۳۱ تن سکنه .
گود، عمیق، دورتک، دور و دراز
( صفت ) ۱ - گود عمیق . ۲ - دور دراز .
گود، عمیق، دورتک، دور و دراز
( صفت ) ۱ - گود عمیق . ۲ - دور دراز .
دانشنامه عمومی
جملات نمونه
دریای ژرف
a deep sea
این چاه خیلی ژرف است
this well is very deep
معنی ژرف این شعر خیام
the profound meaning of this poem by Khayyam
دشمنی ژرف آن دو خانواده
the inveterate enmity of those two families
مترادف و متضاد
عمقدار، عمیق، گود، نغول
