معانی کلمه : ژد
لغت نامه دهخدا
ژد. [ ژَ ] ( اِ ) صمغ و آن چیزی است چسبنده که از ساق درخت برمی آید. ( برهان ). اَنگم. کتیرا.
فرهنگ عمید
۱. کتیرا.
۲. انگم، صمغ درخت.
۲. انگم، صمغ درخت.
فرهنگ معین
(ژِ ) (اِ. ) صمغ ، چیزی چسبنده که از ساق درخت برآید.
فرهنگ فارسی
صمغ، انگم، رزین
( اسم ) چیزی چسبنده که از ساق درخت بر آید صمغ .
