معانی کلمه : ژان
لغت نامه دهخدا
ژان . (اِخ ) یا ژان گری . رجوع به گری شود.
ژان . (اِخ ) کنت آرمانیاک . رجوع به آرمانیاک شود.
ژان . (اِخ ) مورخ فرانسوی در قرن دوازدهم میلادی . او را آثار بسیاری به زبان لاتین است .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
درد - مخالف ژیان که به معنی زندگی است
فرهنگ اسم ها
اسم: ژان (دختر، پسر) (کردی)
معنی: نام روستایی در نزدیکی سنندج
معنی: نام روستایی در نزدیکی سنندج
