معانی کلمه : چیک
لغت نامه دهخدا
چیک. ( اِ ) زنجره. ( یادداشت مؤلف ). || آواز زنان در حالت اضطراب ووحشت و خوف. ( از لغت محلی شوشتر نسخه خطی ). جیغ.
فرهنگ فارسی
زنجره . یا آواز زنان در حالت اضطراب و وحشت و خوف . جیغ .
دانشنامه عمومی
چیک (به انگلیسی: Čik) رودخانه ای است که در صربستان جریان دارد.
فهرست رودخانه ها
فهرست رودخانه ها
wiki: چیک
گویش مازنی
تکه ای از آتش
۱آلت تناسلی کودکان ذکور ۲پروانه
/chik/ آلت تناسلی کودکان ذکور - پروانه & تکه ای از آتش
