چین دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) در اصطلاح خیاطی تا کردن پارچه و لاها در طول یا عرض آن پیدا آوردن.
فرهنگ فارسی
در اصطلاح خیاطی تا کرد پارچه . ولا ها در طول یا عرض آن پیدا آوردن .
مترادف و متضاد
quill (فعل)چین دادنshirr (فعل)پختن، چین دادن، پارچه را با هم کوک زدنwrinkle (فعل)چین دادن، چروکیدن، چین و چروک خوردن، چروکیده شدنfurbelow (فعل)چین دادن، چین دوختن رویcorrugate (فعل)چین دادن، راه راه کردن، موج دار کردن...