معنی کلمه : چیزی را به ناف کسی بستن
اصطلاحات
کلمات مرتبط
- چیزی را به تخم خود هم حساب نکردن
- چیزی را به یا بر باد دادن
- به یا با زبان بی زبانی چیزی را گفتن یا فهماندن
- پای کسی یا چیزی را به میان یا درمیان یا به وسط کشیدن یا اوردن
- پیه چیزی را به تن خود مالیدن
- تقصیر چیزی را به گردن کسی انداختن
- تقصیر چیزی را به گردن گرفتن
- داغ چیزی یا کسی را به یا بر دل کسی گذاشتن
- کسی که همه چیز را به من اموخت
