معانی کلمه : چگال
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
جسمی که ذرات آن درهم فشرده باشد، متکاثف.
فرهنگ معین
( چَ ) (اِ. ص . ) ۱ - سختی و به هم پیوستگی جسمی . ۲ - هر جسمی که ذرات آن در هم فشرده باشد.
فرهنگ فارسی
سختی وستبری، بهم پیوستگی، هرچیزسنگین فشرده
۱ - ( صفت ) گران و سنگین کثیف . ۲- ( اسم ) جسم جامه که ذرات آن بسیار بهم نزدیک و در هم فشرده است .
۱ - ( صفت ) گران و سنگین کثیف . ۲- ( اسم ) جسم جامه که ذرات آن بسیار بهم نزدیک و در هم فشرده است .
دانشنامه عمومی
متراکم
مترادف و متضاد
کثیف، متکاثف
فشرده، متراکم
سنگین، غلیظ، گران
۱. سنگین، غلیظ، گران
۲. کثیف، متکاثف
۳. فشرده، متراکم
dense (صفت)
سفت، متراکم، محکم، انبوه، احمق، غلیظ، پر پشت، چگال، خنگ، متکاثف
