Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ چکاگه

تلفظ بین المللی : /tʃakˈɑɡah/ تلفظ :‌ [tSak'Agah]
لغت نامه دهخدا
  • چراگه
  • چکامه درباره زندگی روستایی
  • چکامه کوتاه
  • چکامهسرا
  • چکامه
  • چکامه سرا
  • چکاسه
  • چکامه گو
  • چکاوه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

چکاگه. [ چ َ گ َ / گ ِ ] ( اِ ) چوب گنده ای که پس در اندازند. ( ناظم الاطباء ). چکابه. چنبه.

کلمات مرتبط

  • چراگه
  • چکامه درباره زندگی روستایی
  • چکامه کوتاه
  • چکامهسرا
  • چکامه
  • چکامه سرا
  • چکاسه
  • چکامه گو
  • چکاوه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات