Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چکاننده

تلفظ بین المللی : /tʃˌekɑnˈande/ تلفظ :‌ [tS,ekAn'ande]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • چشاننده
  • چراننده
  • چلاننده
  • چپاننده
  • چکانده
  • چزاننده
  • چماننده
  • فرو چکاندن
  • نا چرانیده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

چکاننده. [ چ َ ن َ دَ / دِ ] ( نف ) کسی یا چیزی که مایعی را قطره قطره فروچکاند. عامل چکانیدن. وسیله چکاندن. و رجوع به چکاندن و چکانیدن شود.

فرهنگ عمید

۱. ویژگی کسی که مایعی را چکه چکه در چیزی بریزد.
۲. (اسم ) وسیله ای که آب یا مایع دیگر را قطره قطره بچکاند.

فرهنگ معین

(چَ نَ دِ ) (ص فا. ) ۱ - کسی که مایعی را قطره قطره فرو چکاند. ۲ - آلتی که آب یا مایع دیگر را چکه چکه بچکاند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - کسی یا چیزی یا مایعی را قطره قطره فرو چکاند . ۲ - آلتی که آب یا مایع دیگر را چکه چکه بچکاند .

مترادف و متضاد

dropper (اسم)
قطره چکان، چکاننده، اویخته

واژه نامه بختیاریکا

تُینا؛ چَینا

کلمات مرتبط

  • چشاننده
  • چراننده
  • چلاننده
  • چپاننده
  • چکانده
  • چزاننده
  • چماننده
  • فرو چکاندن
  • نا چرانیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات