Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چکاندن

تلفظ بین المللی : /tʃekˈɑndan/ تلفظ :‌ [tSek'Andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • فرو چکاندن
  • اب غوره گرفتن یا غوره چکاندن
  • خون چکاندن
  • در چکاندن
  • غاز چراندن
  • غوره چلاندن
  • بزور چپاندن
  • چشاندن
  • گله چراندن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

چکاندن. [ چ َ / چ ِ دَ ] ( مص ) چکانیدن. قطره قطره ریختن مایعی را. تقطیر. پالودن : کنون هفت سال است تا مهر من همی خون چکاند ابر چهر من.فردوسی.دری همی چکاند زری همی فشاندکاندر جهان بماند پاینده تا به محشر.فرخی.سخندانی که بشکافد مَثَل موی سخنگویی که بچکاند مَثَل زر.فرخی.رجوع به چکانیدن شود.|| ( اصطلاح نظام ) تیراندازی با انواع تفنگهای کوچک و بزرگ ساچمه ای یا گلوله ای ؛کشیدن ماشه و تیرانداختن و تفنگ ...

فرهنگ عمید

۱. مایعی را قطره قطره در چیزی ریختن، چکه چکه ریختن: ناله بر گردون رسانیدن گرفت / وز دو دیده خون چکانیدن گرفت (جامی۲: ۴۳۴ ).
۲. خالی کردن تپانچه یا تفنگ، کشیدن ماشۀ اسلحه و تیر انداختن.

فرهنگ معین

(چَ دَ ) (مص م . ) ۱ - قطره قطره ریختن مایعی . ۲ - کشیدن ماشة تفنگ و تیر انداختن .

فرهنگ فارسی

چکه چکه ریختن، قطره قطره ریختن آب یامایع دیگر
خواهد چکاند بچکان چکاننده چکانده ) ( مصدر ) ۱ - قطره قطره ریختن مایعی را . ۲ - کشیدن ماش. تفنگ و تیر انداختن : تفنگ خالی کردن .

گویش اصفهانی

تکیه ای: bečekni
طاری: čeknây(mun)
طامه ای: čiknâɂan
طرقی: čiknâymun
کشه ای: čiknâymun
نطنزی: čeknâɂan

مترادف و متضاد

شلیک کردن، ماشه کشیدن

چکانیدن، قطره‌قطره ریختن

۱. چکانیدن، قطرهقطره ریختن
۲. شلیک کردن، ماشه کشیدن

distil (فعل)چکاندن، تقطیر شدن، عرق گرفتن ازseep (فعل)تراوش کردن، چکاندن، چکه کردنdistill (فعل)چکاندن، تقطیر شدن، عرق گرفتن از، تقطیر کردنinstill (فعل)چکاندن، کم کم تزریق کردن، کم کم فهماندن، اهسته القاء کردن، چکه چکه ریختنinstil (فعل)چکاندن، کم کم تزریق کردن، کم کم فهماندن، اه...

واژه نامه بختیاریکا

( چکاندن ( تا آخرین قطره ) ) چرنیدِن؛ تُینیدِن
چینیدِن

کلمات مرتبط

  • فرو چکاندن
  • اب غوره گرفتن یا غوره چکاندن
  • خون چکاندن
  • در چکاندن
  • غاز چراندن
  • غوره چلاندن
  • بزور چپاندن
  • چشاندن
  • گله چراندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات