معانی کلمه : چک چکی
لغت نامه دهخدا
چک چکی. [ چ ِ چ ِ ] ( اِ ) چکاوک و قبره. ( در تداول مردم شوشتر به نقل از نسخه خطی لغات شوشتری ). || کارد یا چاقوی مخصوص آشپزخانه. ( در اصطلاح روستائیان فیض آباد محولات بخش تربت حیدریه ).
فرهنگ فارسی
چکاوک و قبره . کارد یا چاقوی مخصوص آشپزخانه .
گویش مازنی
چمباتمه – دو زانو
۱لاغر ۲آدم بی ثبات ۳نر و ماده ی دکمه
۱هر چیزی که صدای غیرمتعارف دهد ۲اسباب بازی بچه ها – نوعی ...
/chek cheki/ هر چیزی که صدای غیرمتعارف دهد - اسباب بازی بچه ها – نوعی اسباب بازی ۳نیم بند & لاغر - آدم بی ثبات ۳نر و ماده ی دکمه & چمباتمه – دو زانو
مترادف و متضاد
jabber (اسم)
ورد، گپ، سخن تند و ناشمرده، چک چکی
wheatear (اسم)
چک چکی، سنبله گندم
stone-chat (اسم)
چک چکی
واژه نامه بختیاریکا
( چَک چَکی ) موهای ( بلند ) پیش سر
