معانی کلمه : چپچله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. زمین لغزنده و مرطوب.
۲. جای لغزنده با شیب تند در کنار کوه یا تپه که بالای آن بنشیند و به پایین لیز بخورند، سرسره، چچله، لخشک.
۲. جای لغزنده با شیب تند در کنار کوه یا تپه که بالای آن بنشیند و به پایین لیز بخورند، سرسره، چچله، لخشک.
