معانی کلمه : چوپی
لغت نامه دهخدا
دانشنامه آزاد فارسی
چوپی (Chopi)
از اقوام بانتوزبان ساکن موزامبیک. بسیاری از کارگران معادن طلای افریقای جنوبی چوپی اند. موسیقی سنتی چوپی ها، در ارکسترهای بزرگ متشکل از ماریمبا (نوعی سنتور چوبی) اجرا می شود.
از اقوام بانتوزبان ساکن موزامبیک. بسیاری از کارگران معادن طلای افریقای جنوبی چوپی اند. موسیقی سنتی چوپی ها، در ارکسترهای بزرگ متشکل از ماریمبا (نوعی سنتور چوبی) اجرا می شود.
wikijoo: چوپی
فرهنگ فارسی
دهیست از دهستان پیر تاج شهرستان بیجار ٠
دانشنامه عمومی
چوپی=به دستمالی که اولین نفر از سمت چپ گروه رقص کنندگان محلی کوردی در دست میگیرد و آنرا در هوا تکان می دهد چوپی می گویند.میتواند دستمال یا هر چیزی که بشود آنرا تکان داد باشد.
واژه نامه بختیاریکا
از گونه های رقص های محلی و قدیمی؛ این رقص دارای سردسته است که مطابق با او می رقصند.
