معانی کلمه : چوب پنبه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نوعی چوب بسیارسبک و انعطاف پذیر که از پوست بعضی درختان به اندازه های مختلف می سازند و برای بستن سر بطری و ساختن برخی چیزهای دیگر به کار می رود.
فرهنگ معین
(پَ بِ ) (اِمر. ) نوعی چوب سبک که از پوست درختان مخصوص به اندازه های مختلف سازند، و برای بستن سر بطری و مانند آن به کار برند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
پلیاستر اسید چرب که در دیوارۀ یاختۀ درونپوست و تنۀ درخت وجود دارد
( اسم ) نوعی چوب سبک که از پوست درختان مخصوص باندازه های مختلف سازند و برای بستن سر بطری و مانند آن بکار برند.
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
stopper (اسم)
مسدود کننده، چوب پنبه، جلوگیری کننده، توپی، سربطری
cork (اسم)
چوب پنبه، چوب پنبه ای، بافت چوب پنبه درخت بلوط
فرهنگستان زبان و ادب
{suberin, cork} [زیست شناسی- علوم گیاهی] پلی استر اسید چرب که در دیوارۀ یاختۀ درون پوست و تنۀ درخت وجود دارد
