Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چهر برافروختن

تلفظ بین المللی : /tʃˈehr berˈɑfruːxˌatan/ تلفظ :‌ [tS'ehR beR'AfRu:x,atan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • چهره برافروختن
  • چهر
  • چهر آراستن
  • چهر اراستن
  • چهر بر چهر نهادن
  • چهر برگشادن
  • چهر بنمودن
  • چهر نمودن
  • چهر پرداز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چهر برافروختن. [ چ ِ ب َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) روی رخشان کردن. نورانی کردن روی. تابناک کردن. متلألأ کردن :
که چون بامدادان چراغ سپهر
جمال جهان را برافروخت چهر.
نظامی.
|| سرخ شدن چهره. گلگون شدن. گل بر چهره شکفاندن. گل انداختن چهره. || مجازاً خشمگین و غضبناک شدن.

فرهنگ فارسی

روی رخشان کردن . نورانی کردن روی . تابناک کردن . متلالا کردن . یا سرخ شدن چهره .

کلمات مرتبط

  • چهره برافروختن
  • چهر
  • چهر آراستن
  • چهر اراستن
  • چهر بر چهر نهادن
  • چهر برگشادن
  • چهر بنمودن
  • چهر نمودن
  • چهر پرداز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات