معانی کلمه : چهارگانه
لغت نامه دهخدا
چهارگانه . [ چ َ ن ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان اصفاک بخش طبس شهرستان فردوس ، در 63هزارگزی جنوب خاوری طبس واقع است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
دانشنامه آزاد فارسی
چهارگانه (quadratkmtor_omnion)
مسابقۀ ورزشی که در آن ورزشکار باید۳.۲ کیلومتر شنا، ۴۸ کیلومتر پیاده روی، ۱۶۱ کیلومتر دوچرخه سواری کند و نیز ۴۲ کیلومتر (ماراتون) را در ۲۲ ساعت بدود.
مسابقۀ ورزشی که در آن ورزشکار باید۳.۲ کیلومتر شنا، ۴۸ کیلومتر پیاده روی، ۱۶۱ کیلومتر دوچرخه سواری کند و نیز ۴۲ کیلومتر (ماراتون) را در ۲۲ ساعت بدود.
wikijoo: چهارگانه
فرهنگ فارسی
یاران و هم پیمانان چهار گانه که بر بنی امیه قیام خواستندی کرد . حسین بن علی علیه السلام . عبدالله بن عمر . عبدالرحمن بن ابوبکر و عبدالله بن زبیر .
ده کوچکیست از دهستان اصفاک بخش طبس شهرستان فردوس .
ده کوچکیست از دهستان اصفاک بخش طبس شهرستان فردوس .
