کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : چهارچشمی گریه
تلفظ بین المللی :
/tʃˈɑhɑrtʃˌeʃmi ɡˈerjeː/
تلفظ :
[tS'AhARtS,eSmi g'eRje:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
چهارچشمی گریه کردن
چارچشمی گریه ک
چارچشمی گریه کردن
چهارچشمی
چهارچشمی یا چارچشمی کسی یا چیزی را پاییدن
چهارچشمی دیدن
چهارچشمی نگاه
چهارچشمی نگاه کردن
چهارچشمی پائیدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
چهارچشمی گریه کردن. [ چ َ / چ ِ چ َ گ َ / گ ِ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سخت اندوهناک بودن و گریستن. || اظهار فقر و تنگدستی فراوان کردن. رجوع به چارچشمی گریه کردن و چارچشمی شود.
کلمات مرتبط
چهارچشمی گریه کردن
چارچشمی گریه ک
چارچشمی گریه کردن
چهارچشمی
چهارچشمی یا چارچشمی کسی یا چیزی را پاییدن
چهارچشمی دیدن
چهارچشمی نگاه
چهارچشمی نگاه کردن
چهارچشمی پائیدن
نظرات