Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چهارپا

تلفظ بین المللی : /tʃahˈɑrpˈɑ/ تلفظ :‌ [tSah'ARp'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • بخولق چهارپایان
  • چهارپایان
  • چهارپایه
  • چهارپایه تخت
  • چهارپایه کوتاه و کوچک
  • چهارپایی
  • چهارپاره
  • مرتع چهارپایان
  • چهارپائین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

چهارپا. [ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) که چهار پا دارد. دارای چهار پا. که قوائم او چهار باشد. ذواربعة قوائم. || اصطلاحاً مرکب سواری مانند اسب و استر و خر وشتر و امثال آن. ( حواشی برهان چ معین ). هر حیوانی که چهار پا ( دو دست و دو پا ) دارد. ( فرهنگ فارسی معین ). چارپا؛ وحش. چهارپای دشتی که رمنده بود. ( دهار ) : و آن مرد داعی را در شهر، بر چهارپایی نشاندند و بردند تا از آب فرات عبره کردند. ( فا...

فرهنگ عمید

هر‌حیوانی که با چهارپا (دو ‌دست و دو ‌پا) راه می‌رود. Δ بیشتر به اسب، الاغ، قاطر، و شتر اطلاق می‌شود.

هر حیوانی که با چهارپا (دو دست و دو پا ) راه می رود. &delta، بیشتر به اسب، الاغ، قاطر، و شتر اطلاق می شود.

فرهنگ معین

( ~. ) (اِمر. ) = چهارپای . چارپا: هر حیوانی که چهار پا (دو دست و دو پا ) دارد و غالباً به اسب و الاغ و قاطر و شتر اطلاق می شود.

دانشنامه آزاد فارسی

چهارپا (tetrapod)نوعی مهره دار. این گروه شامل پستانداران، پرندگان، خزندگان، و دوزیستان است. پرندگان نیز، از آن جا که از اجداد چهارپا تکامل یافته اند، در این گروه قرار می گیرند. پاهای جلویی پرندگان تغییر پیدا کرده و به بال تبدیل شده است. مارها نیز، به سبب آن که از خزندگان چهارپا تکامل یافته اند، جزو چهارپایان محسوب می شوند.wikijoo: چهارپا...

فرهنگ فارسی

بیشتربه اسب والاغ وقاطروشتراطلاق میشود
( اسم ) هر حیوانی که چهار پا ( دو دست و دو پا ) دارد و غالبا به اسب و الاغ و قاطر و شتر اطلاق شود. جمع : چهار پایان .

مترادف و متضاد

چاروا، دابه، ستور، نعم

all fours (اسم)چهار دست و پا، چهارپاbeast (اسم)چهارپا، حیوان، جانور، عنترpack animal (اسم)چهارپا، حیوان باربرall fours (صفت)چهار دست و پا، چهارپاquadruped (اسم)چهار پا، ستور، جانور چهار پاquadruped (صفت)چهار دست و پا، چهار دستان، چهار پا، چارپا...

واژه نامه بختیاریکا

چار با ( چاربُو )
یه سمه

کلمات مرتبط

  • بخولق چهارپایان
  • چهارپایان
  • چهارپایه
  • چهارپایه تخت
  • چهارپایه کوتاه و کوچک
  • چهارپایی
  • چهارپاره
  • مرتع چهارپایان
  • چهارپائین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات