Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چهارطاق افکن

تلفظ بین المللی : /tʃˈɑhɑrtˈɑq1 ˈafkan/ تلفظ :‌ [tS'AhARt'Aq1 'afkan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • چهارطاق افکندن
  • چارطاق افکن
  • چهار طاق افکندن
  • چهارطاق
  • چهارطاق ارکانی
  • چهارطاق بن
  • چهارطاق بودن
  • چهارطاق خوابیدن
  • چهارطاق کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چهارطاق افکن. [ چ َ / چ ِ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) آنکه بستر و خوابگاه افکند. که بستر و خوابگاه گسترد. || فراش. ( ناظم الاطباء ). کنایه از فراش است. رجوع به چارطاق افکن شود.

فرهنگ فارسی

آنکه بستر و خوابگاه افکند . که بستر و خوابگاه گسترد . کنایه از فراش است .

کلمات مرتبط

  • چهارطاق افکندن
  • چارطاق افکن
  • چهار طاق افکندن
  • چهارطاق
  • چهارطاق ارکانی
  • چهارطاق بن
  • چهارطاق بودن
  • چهارطاق خوابیدن
  • چهارطاق کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات