Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چهارجوی

تلفظ بین المللی : /tʃˌɑhɑrdʒˈuje/ تلفظ :‌ [tS,AhARdZ'uje]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • چهارجوی بهشتی
  • چهارسویی
  • چهاراویماق
  • چهارجوهر
  • دفاع چهارویک
  • چارجوی
  • چارجوی بهشتی
  • چارجوی فطرت
  • چهارسوی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چهارجوی . [ چ َ ] (اِخ ) چارجوی . شهری است در ساحل غربی جیحون از اعمال بخارا و به ملک خوارزم نزدیک است .

چهارجوی . [ چ َ / چ ِ ] (اِ مرکب ) چهارنهر. || ظاهراً چهارجوی بهشت باشد. در شعر ذیل : بزم چو هشت باغ بین باده چهارجوی دان خاصه که ساز عاشقان حورلقای نو زند.خاقانی ....

فرهنگ عمید

در روایات، چهار نهر بهشتی که آب گوارا، انگبین، شیر، و بادۀ خوشگوار در آن ها جاری است.

فرهنگ فارسی

چار جوی . شهریست در ساحل غربی جیحون از اعمال بخارا و بملک خوارزم نزدیک است .

کلمات مرتبط

  • چهارجوی بهشتی
  • چهارسویی
  • چهاراویماق
  • چهارجوهر
  • دفاع چهارویک
  • چارجوی
  • چارجوی بهشتی
  • چارجوی فطرت
  • چهارسوی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات