معانی کلمه : چهار چرخه
لغت نامه دهخدا
چهارچرخه. [ چ َ / چ ِ چ َ خ َ / خ ِ ] ( ص نسبی مرکب ) آنچه دارای چهار چرخ باشد. || ( اِ مرکب ) نوعی گاری که دارای چهارچرخ است. رجوع به چارچرخه شود.
فرهنگ عمید
گاری یا گردونه ای که بر روی چهار چرخ حرکت کند.
فرهنگ فارسی
آنچه دارای چهار چرخ باشد . نوعی گاری که دارای چهار چرخ است .
مترادف و متضاد
four-cycle (صفت)
چهار چرخه، دارای چهار دور یا دوره
four-wheel (صفت)
چهار چرخه
four-wheeled (صفت)
چهار چرخه
