معانی کلمه : چهار پر
لغت نامه دهخدا
چهارپر.[ چ َ / چ ِ پ َ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) قسمی شیشه. ( یادداشت مؤلف ). ظرف شیشه ای مکعب مستطیل شکل که آب یا نوشابه را بکار دارند. || چهارپهلو. || دارای چهارپره. || قسمی چماق که بر سرآن آهنی گنده و چهارپر است. ( یادداشت مؤلف ). || دارای بال برای پریدن. رجوع به چارپر شود.
فرهنگ فارسی
قسمی شیشه ٠ ظرف شیشه ای مکعب مستطیل شکل که آب یا نوشابه را بکار دارند ٠
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
tetramerous (صفت)
چهار تایی، چهارپر، چهار جزیی
