کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چهار-تار | کلماتور
معانی کلمه : چهار تار
تلفظ بین المللی :
/tʃˈɑhɑr tˈɑr/
تلفظ :
[tS'AhAR t'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
چهار تاره
بیست و چهار تاریخ
یخدان تاریخی چهار برج
چشمها چهار تا شدن
چهار تا
تابع درجه چهار
چهار تا شیطون
یک تا چهار در اتلانتا
چار تاره
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
چهارتار. [ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) که تار چهاردارد. || سازی که چهار تار دارد. طنبوری که دارای چهار سیم است. شوشک. رجوع به چارتار شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ربایی که دارای چهار سیم است طنبوری که چهار تار دارد.
که تار چهار دارد ٠ یا سازی که چهار تار دارد ٠ طنبوری که دارای چهار سیم است ٠
کلمات مرتبط
چهار تاره
بیست و چهار تاریخ
یخدان تاریخی چهار برج
چشمها چهار تا شدن
چهار تا
تابع درجه چهار
چهار تا شیطون
یک تا چهار در اتلانتا
چار تاره
نظرات