معانی کلمه : چنگی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
چنگ نواز، چنگ زن، کسی که چنگ می نوازد.
فرهنگ معین
(چَ )(ص نسب . )۱ - چنگ زدن .۲ - مطرب ، خنیاگر.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه چنگ نوازد چنگ زن . ۲ - مطرب خنیا گر .
دهی است از دهستان بهنام پازکی بخش ورامین شهرستان تهران .
دهی است از دهستان بهنام پازکی بخش ورامین شهرستان تهران .
دانشنامه عمومی
چنگی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان پاکدشت در استان تهران ایران است.
این روستا در دهستان حصارامیر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۸۳۷ نفر (۵۰۷خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان حصارامیر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۸۳۷ نفر (۵۰۷خانوار) بوده است.
wiki: چنگی
گویش مازنی
گاوی که شاخ بلند و پیچا پیچ دارد
کوهی در حوالی پابند هزارجریب واقع در حوزه ی شهرستان بهشهر ...
/changi/ گاوی که شاخ بلند و پیچا پیچ دارد & کوهی در حوالی پابند هزارجریب واقع در حوزه ی شهرستان بهشهر
مترادف و متضاد
۱. چنگنواز،
۲. ساززن، خنیاگر، مطرب
