Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چندک زدن

تلفظ بین المللی : /tʃˈondak zˈadan/ تلفظ :‌ [tS'ondak z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • چند روز است (که) زانویم خیلی درد میکند.
  • چندک
  • چندک زده
  • رادار چند وضعیتی
  • رخ نمانگاری چندتک ها
  • زاغ چند
  • ژن چند اثر
  • شیر چند راهه
  • باقالی به چند من بازی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

چندک زدن. [ چ ُ دَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سرپا نشستن. چنباتمه نشستن. به چک نشستن. جلوس. قرفصاء. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

سر پا نشستن . چنباتمه نشتن . به چک نشستن .

مترادف و متضاد

crouch (فعل)خوشامد گویی کردن، چندک زدن، دولا شدن، قوز کردنcower (فعل)از ترس دولا شدن، چندک زدنsquat (فعل)چندک زدن، قوز کردن، چمباتمه زدن، چمباتمه نشستن، چنباتمه زدن...

کلمات مرتبط

  • چند روز است (که) زانویم خیلی درد میکند.
  • چندک
  • چندک زده
  • رادار چند وضعیتی
  • رخ نمانگاری چندتک ها
  • زاغ چند
  • ژن چند اثر
  • شیر چند راهه
  • باقالی به چند من بازی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات