معانی کلمه : چناب
لغت نامه دهخدا
چناب . [ چ ِ ] (اِخ ) نام رودخانه ای است مشهور در ولایت پنجاب . (برهان ). رودیست بس بزرگ از ولایت پنجاب که آب آن بغایت لطیف و گواراست . (جهانگیری ). یکی از پنج رود پنجاب . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین از دایرةالمعارف اسلام ).
فرهنگ عمید
تختۀ گرد سوراخ داری که بر سر ستون خیمه قرار می دهند، کماج خیمه: جز در جناب تو نزنم خیمهٴ ثنا / گر چرخ در دهان کندم چوب چون چناب (رضی الدین نیشابوری: لغت نامه: چناب ).
دانشنامه آزاد فارسی
چِناب (Chenab)
ریزابۀ رود سند (ایندوس). از کوه های هیمالیا سرچشمه می گیرد و در کشمیر، هند، و پاکستان جریان می یابد. چناب یکی از پنج رودی است که پنجاب از آن ها نام گرفته است.
ریزابۀ رود سند (ایندوس). از کوه های هیمالیا سرچشمه می گیرد و در کشمیر، هند، و پاکستان جریان می یابد. چناب یکی از پنج رودی است که پنجاب از آن ها نام گرفته است.
wikijoo: چناب
