معانی کلمه : چمانه
لغت نامه دهخدا
چمانه . [ چ ُ ن َ / ن ِ ] (اِ) به معنی مطلق حیوان باشد. (برهان ). حیوان را نامند. (جهانگیری ). جاندار و حیوان . (ناظم الاطباء). چم . ورجوع به چم شود. || میانه و وسط. (ناظم الاطباء). || جرعه ٔ شراب . (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
۱. ظرفی که در آن شراب می خورند، پیاله، ساغر، جام: همچو بلبل لحن و دستان ها زنند / چون لبالب شد چمانه و بلبله (ناصرخسرو: ۲۸۱ ).
۲. کدویی که در آن شراب کنند.
۳. حیوان، جانور: چه لافی که من یک چمانه بخوردم / چه فضل است پس مر تو را بر «چمانه» (ناصرخسرو: ۴۱ ).
۲. کدویی که در آن شراب کنند.
۳. حیوان، جانور: چه لافی که من یک چمانه بخوردم / چه فضل است پس مر تو را بر «چمانه» (ناصرخسرو: ۴۱ ).
فرهنگ معین
(چَ نِ) (اِ.) حیوان ، جانور.
( ~.) (اِ.) = چمان : 1 - کدویی که در آن شراب کنند؛ صراحی . 2 - پیالة شراب .
(چَ نِ ) (اِ. ) حیوان ، جانور.
( ~. ) (اِ. ) = چمان : ۱ - کدویی که در آن شراب کنند، صراحی . ۲ - پیالة شراب .
( ~. ) (اِ. ) = چمان : ۱ - کدویی که در آن شراب کنند، صراحی . ۲ - پیالة شراب .
فرهنگ فارسی
( اسم ) حیوان جانور .
به معنی مطلق حیوان باشد یا میانه و وسط
به معنی مطلق حیوان باشد یا میانه و وسط
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: čamāne) (در قدیم) پیالهی شراب.
اسم: چمانه (دختر) (فارسی) (تلفظ: čamāne) (فارسی: چَمانه) (انگلیسی: chamane)
معنی: ظرفی که در آن شراب می خورند، پیاله، ساغر، جام، ( در قدیم ) پیاله ی شراب، پیاله شراب
معنی: ظرفی که در آن شراب می خورند، پیاله، ساغر، جام، ( در قدیم ) پیاله ی شراب، پیاله شراب
مترادف و متضاد
پیاله شراب، پیمانهشراب، جامصراحی
