Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چماق لو

تلفظ بین المللی : /tʃˈomɑq1 lˈo/ تلفظ :‌ [tS'omAq1 l'o]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • چماقلو
  • چاقلو
  • چخماقلو
  • چمقلو
  • چمقلوشیدا
  • چناقلو
  • چقماقلو
  • چخماقلوی سفلی
  • چخماقلوی علیا
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

چماقلو. [ چ ُ ] ( ص مرکب ) در تداول عوام ، کنایه از شخص زورگوی و مزاحم و مردم آزار. قلدر. قلتشن. قلتشن دیوان.- مجتهد چماقلو ؛ که علم او کم ولی به دست طلاب زیر دست خود بر امور مسلط است. ( از یادداشت مؤلف ).چماقلو. [ ُچ ] ( اِخ )صاحب مجمع الفصحاء نویسد: «مردی از اهل بارفروش بوده ، چماقی بدوش می نهاده و راه می پیموده و طبع شعری هم داشته است که این شعر نمونه ذوق اوست : آشیانی دیدم از هم ریخته یادم آم...

فرهنگ معین

( ~. )(ص مر. ) (عا. ) زورگو و مزاحم ، قلدر.

کلمات مرتبط

  • چماقلو
  • چاقلو
  • چخماقلو
  • چمقلو
  • چمقلوشیدا
  • چناقلو
  • چقماقلو
  • چخماقلوی سفلی
  • چخماقلوی علیا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات