Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چلپاسه

تلفظ بین المللی : /tʃalpˈɑseː/ تلفظ :‌ [tSalp'Ase:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • الفا چلپاسه
  • ای وی چلپاسه
  • بتا چلپاسه
  • فهرست ستاره های چلپاسه
  • چلپاس
  • چلپایه
  • چلانه
  • چلسه
  • چلاس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

چلپاسه. [ چ َ س َ / س ِ ] ( اِ ) نوعی از ضب است که سوسمار باشد و آن را وزغه نیز گویند و آن کوچکترین اجناس سوسمار است و بعضی گویند حربا عبارت از اوست و او عقرب را درست فرو می برد و گوشت او سم قاتل است ، اگر در شراب افتد و بمیرد آن شراب هلاک کننده باشد. ( برهان ). معروف است و نام او تبدیلات دارد. ( از انجمن آرا ). جانوری شبیه به حربا که در سقف خانه ها باشد، به هندی چهپگلی گویند. ( آنندراج ) ( غیاث )...

فرهنگ عمید

سوسمار کوچک، مارمولک، کرباسه، کرباشه، کرباشو، کربش، کربشه، باشو، ماتورنگ. =سوسمار

فرهنگ معین

(چَ س ) (اِ. ) مارمولک ، کرپاس ، کرپاشه ، کرپاسو، و کرباسک نیز گویند

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:حربا
wikijoo: چلپاسه

فرهنگ فارسی

قورباغه
مارمولک

صورت فلکی کم‌نوری در آسمان شمالی (northern sky) با آرایش زیگزاگ، بین دو صورت قیفاووس و فرس که به شکل سوسمار تصور می‌شود

( اسم ) مارمولکنوعی از ضب است که سوسمار باشد و آن را وزغه نیز گویند و آن کوچکترین اجناس سوسمار است و بعضی گویند حربا عبارت ازوست و او عقرب را درست فرو می برد و گوشت او سم قاتل است اگر در شراب افتد و ب...

دانشنامه عمومی

چلپاسه (صورت فلکی). مختصات: ۲۲h ۳۰m ۰۰s٬ +۴۵° ۰۰′ ۰۰″آلفا چلپاسه:یک ستاره در رشته اصلی با نوع طیف A1 V و قدر ظاهری 3.77m و یک ستاره دوتایی است.روِ ۴۷ :یک گروه از پنج ستاره با قدرهای 5.8, 9.8, 10.1, 9.4, 9.8)چَلپاسه(به انگلیسی: Lacerta) به معنی سوسمار یا مارمولک یکی از صور فلکی نیم کره شمالی آسمان است.چلپاسه از گروه ستارگان کم رنگ و پرپیچ وخمی تشکیل شده است که پیدا کردن آن دشوار است.شکل پیکر چلپا...

گویش مازنی

بافته ی تارهای بلند پوست درخت نم دار که از آن جهت آویزان ...

/chalpaase/ بافته ی تارهای بلند پوست درخت نم دار که از آن جهت آویزان کردن برخی اشیا و ادوات استفاده کنندو نیز به خاطر خاصیت پاک کنندگی، جهت شستشو نیز مورد استفاده قرار گیرددر زبان تبری به آن چلما chemaa نیز می گویند

مترادف و متضاد

باشو، سوسمار کوچک، مارمولک، کلپاسه

small lizard (اسم)
چلپاسه

فرهنگستان زبان و ادب

{Lacerta, Lac, Lizard} [نجوم] صورت فلکی کم نوری در آسمان شمالی (northern sky ) با آرایش زیگزاگ، بین دو صورت قیفاووس و فرس که به شکل سوسمار تصور می شود

کلمات مرتبط

  • الفا چلپاسه
  • ای وی چلپاسه
  • بتا چلپاسه
  • فهرست ستاره های چلپاسه
  • چلپاس
  • چلپایه
  • چلانه
  • چلسه
  • چلاس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات