معانی کلمه : چلوک
لغت نامه دهخدا
چلوک . [ چ ُ ] (اِ) ریسمانی که چون آن را بر چرخ آسیابندند چرخ از گردش بازمیماند. (ناظم الاطباء).
فرهنگ معین
(چَ ) (اِ. ) ریسمانی است که بر گردن اسبان بندند، عنان ، افسار.

چلوک . [ چ ُ ] (اِ) ریسمانی که چون آن را بر چرخ آسیابندند چرخ از گردش بازمیماند. (ناظم الاطباء).