معانی کلمه : چلاو
لغت نامه دهخدا
چلاو. [ چ ُ ](اِ) به معنی خشکه ٔ برنج . (آنندراج ) (غیاث ). طعامی که از برنج سازند، و با خورشها خورند وخشکه برنج نیز گویند. (ناظم الاطباء). چلو. خوراکی که از برنج با روغن یا کره سازند و آن را با کباب یا انواع خورشهای دیگر خورند. و رجوع به چلو و چلوکباب و چلوخورش شود.
فرهنگ عمید
چلو#NAME?
=چلو
فرهنگ فارسی
چلو
( اسم ) غذایی که از برنج با روغن یا کره پزند و با خورش خورند .
نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان آمل است
( اسم ) غذایی که از برنج با روغن یا کره پزند و با خورش خورند .
نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان آمل است
