Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چلا

تلفظ بین المللی : /tʃalˈɑ/ تلفظ :‌ [tSal'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنی
  • چلا ق کردن
  • چلا داتی
  • چلا مونته
  • چلی چلا
  • خوان ایگناسیو چلا
  • غوره چلاندن
  • چلانده
  • چلانه
  • چلانگر
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

چلا. [ چ ِ ] ( اِ ) چهل روزی که مرتاضان چله نشینند. ( ناظم الاطباء ). || چهل روز ایام نفاسی ، یعنی آن مدت پس از زائیدن که زن در آن ناپاک میباشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(چِ ) (اِمر. ) = چهله : نک چله .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - چهل روزی که مرتاضان چله نشینند . ۲ - چهل روز ایام نفاس یعنی آن مدت پس از زاییدن که زن نا پاک میباشد.

گویش مازنی

۱نامی برای سگ ۲چراغ ۳شکسته – خرد شده

۱نور ۲نور آغازین صبح – سپیده ی صبح ۳چراغ

/chelaa/ نور - نور آغازین صبح – سپیده ی صبح ۳چراغ & نامی برای سگ - چراغ ۳شکسته – خرد شده

کلمات مرتبط

  • چلا ق کردن
  • چلا داتی
  • چلا مونته
  • چلی چلا
  • خوان ایگناسیو چلا
  • غوره چلاندن
  • چلانده
  • چلانه
  • چلانگر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات