معانی کلمه : چق
لغت نامه دهخدا
چق . [ چ ِ] (اِ) بمعنی چِغ میباشد. (از آنندراج ) (از فرهنگ نظام ). پرده ای که از نی و یا حصیر درست کرده بر در اطاق آویزان کنند. (ناظم الاطباء). و رجوع به چق شود.
فرهنگ معین
(چُ ) (اِ. ) چوبی که بر گردن گاو گردونه کش نهند . چقو، چغ ، جوغ و یوغ نیز گویند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) چوبی که بر گردن گاو گردونه کش نهند .
گویش مازنی
نی – نی ای که داخل آب روید
/chegh/ نی – نی ای که داخل آب روید
