Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چفت

تلفظ بین المللی : /tʃˈeft/ تلفظ :‌ [tS'eft]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • چَفت
  • چِفت
  • چفت دار
  • چفت در
  • چفت را باز کردن
  • چفت زدن به
  • چفت و بست
  • چفت کردن
  • چفت اشکل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

چفت . [ چ ُ ] (ص ) تنگ و چسبان باشد که نقیض فراخ و گشاد است . (برهان ).تنگ و چسبان که چست نیز گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ). جامه ٔ تنگ و چسبان را گویند و آن را چست نیز خوانند. (جهانگیری ). ضد گشاد و فراخ . (ناظم الاطباء). سفت و تنگ و چسبان . (ناظم الاطباء). چِفت (به لهجه ٔ اهالی خراسان ). || (اِ) چوبی را نیز گفته اند که در زیر عمارت شکسته نهند تا نیفتد. (انجمن آرا) (آنندراج ) (جهانگیری ). تیری که...

فرهنگ عمید

۱. چوب‌بندی زیر درخت؛ چوب‌بستی که شاخه‌های تاک، کدو، و امثال آن‌ها را روی آن می‌خوابانند؛ دارمو؛ جفت.
۲. ‹چفته› سقف خمیده و طاق‌مانند؛ سقف گنبدی؛ طاق.

۱. حلقه و زنجیر در؛ زنجیر در خانه؛ قلاب پشت در؛ زرفین.
۲. (قید) [مجاز] سفت‌ومحکم.
⟨ چفت‌ کردن: (مصدر متعدی)
۱. بستن در خانه.
۲. وصل کردن چیزی به چیز دیگر.

۱. حلقه و زنجیر در، زنجیر در خانه، قلاب پشت در، زرفی...

فرهنگ معین

( ~.) (اِ.) زنجیر در اتاق ، قلاب پشت در.

(چُ) 1 - (ص .) تنگ و چسبان ؛ مق . فراخ گشاد. 2 - (اِ.) جامة تنگ و چسبان .

(چَ) (اِ.) 1 - چوب بستی که تاک انگور و بیارة کدو و مانند آن را بر بالای آن بخوابانند. 2 - سقف ، طاق .

(چَ ) (اِ. ) ۱ - چوب بستی که تاک انگور و بیارة کدو و مانند آن را بر بالای آن بخوابانند. ۲ - سقف ، طاق . ( ~. ) (اِ. ) زنجیر در اتاق ، قلاب پشت در. (چُ ) ۱ - (ص . ) ت...

فرهنگ فارسی

حلقه وزنجیر، قلاب پشت در، زرفین، چوب بندی زیردرخت، دارمو، چوب بست شاخه های تاک
( اسم ) چوب و تیری که در زیر بنای شکسته نصب کنند تا نیفتد .

دانشنامه عمومی

داربستی که زیر درخت تاک می بندند

گویش مازنی

قلاب در

ورم یا خیز بدن بیمار

آغل گوسفند – آغل محصور شده با سرشاخه های درخت

/cheft/ قلاب در & ورم یا خیز بدن بیمار & آغل گوسفند – آغل محصور شده با سرشاخه های درخت

مترادف و متضاد

صفت

تنگ، چسبان

دم، بیخ، نزدیک

استوار، محکم، سفت

بست، زرفین، قلاب‌پشت در، کلون، لنگر

۱. بست، زرفین، قلابپشت در، کلون، لنگر
۲. تنگ، چسبان
۳. استوار، محکم، سفت
۴. دم، بیخ، نزدیک

snap (اسم)چفت، شتاب زدگی، ضربه محکم و ناگهانی، بشکن، قفل کیف و غیره، قالب زنی، گاز ناگهانی سگ، قزن قفلی، گیره فنری، یک گاز، عکس فوری گرفتنlatch (اسم)ضامن، چفتhasp (اسم)قرق...

واژه نامه بختیاریکا

( چَفت (چفتی) ) دامنه تپه
( چُفت ) چفت؛ بست
( چَفت ) نرمی ساق پا
چُفت

کلمات مرتبط

  • چَفت
  • چِفت
  • چفت دار
  • چفت در
  • چفت را باز کردن
  • چفت زدن به
  • چفت و بست
  • چفت کردن
  • چفت اشکل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات