معانی کلمه : چفت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. چوببندی زیر درخت؛ چوببستی که شاخههای تاک، کدو، و امثال آنها را روی آن میخوابانند؛ دارمو؛ جفت.
۲. ‹چفته› سقف خمیده و طاقمانند؛ سقف گنبدی؛ طاق.
۱. حلقه و زنجیر در؛ زنجیر در خانه؛ قلاب پشت در؛ زرفین.
۲. (قید) [مجاز] سفتومحکم.
〈 چفت کردن: (مصدر متعدی)
۱. بستن در خانه.
۲. وصل کردن چیزی به چیز دیگر.
فرهنگ معین
( ~.) (اِ.) زنجیر در اتاق ، قلاب پشت در.
(چُ) 1 - (ص .) تنگ و چسبان ؛ مق . فراخ گشاد. 2 - (اِ.) جامة تنگ و چسبان .
(چَ) (اِ.) 1 - چوب بستی که تاک انگور و بیارة کدو و مانند آن را بر بالای آن بخوابانند. 2 - سقف ، طاق .
فرهنگ فارسی
( اسم ) چوب و تیری که در زیر بنای شکسته نصب کنند تا نیفتد .
دانشنامه عمومی
داربستی که زیر درخت تاک می بندند
گویش مازنی
قلاب در
ورم یا خیز بدن بیمار
آغل گوسفند – آغل محصور شده با سرشاخه های درخت
مترادف و متضاد
صفت
تنگ، چسبان
دم، بیخ، نزدیک
استوار، محکم، سفت
بست، زرفین، قلابپشت در، کلون، لنگر
۱. بست، زرفین، قلابپشت در، کلون، لنگر
۲. تنگ، چسبان
۳. استوار، محکم، سفت
۴. دم، بیخ، نزدیک
واژه نامه بختیاریکا
( چُفت ) چفت؛ بست
( چَفت ) نرمی ساق پا
چُفت
