معانی کلمه : چغزیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. ناله کردن، زاری کردن، آه و ناله کردن.
۲. واهمه کردن، ترسیدن: در فنا جلوه شود فایدۀ هستی ها / پس نباید ز بلا گریه و درچغزیدن (مولوی: ۶۹۵ ).
۲. واهمه کردن، ترسیدن: در فنا جلوه شود فایدۀ هستی ها / پس نباید ز بلا گریه و درچغزیدن (مولوی: ۶۹۵ ).
