Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چغاز

تلفظ بین المللی : /tʃaq1ˈɑz/ تلفظ :‌ [tSaq1'Az]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • چغازنبیل زیگورات
  • زیگورات چغازنبیل شوش
  • تپه چغازاد
  • تپه چغازاغه 1
  • تپه چغازر دباغی
  • تپه چغازرد
  • چغازال
  • چغازنبیل
  • چغازیور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

چغاز. [ چ َ ] ( ص ) زنی را گویند که دشنام ده و سلیطه و بی حیا باشد. ( برهان ). زن بدزبان و سلیطه. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). زن دشنام ده بی حیای سلیطه را گویند. ( جهانگیری ). زن فحاش و دشنام ده و سلیطه و بی حیا. ( ناظم الاطباء ). زن بی حیای دشنام ده و سلیطه. ( فرهنگ نظام ). در تداول عامه ، زن کولی و آپاردی : چون چغز گشت بناگوش چو سیسنبر توچند تازی پس این پیرزن زشت چغاز.ناصرخسرو....

فرهنگ عمید

بی حیا و بدزبان: چون چغر گشت بناگوشِ چو سیسنبر تو / چند نازی پسِ این پیرزن زشت چغاز (ناصرخسرو: ۱۱۱ ).

فرهنگ معین

(چَ ) (ص . ) زنِ بی حیا و دشنام ده .

کلمات مرتبط

  • چغازنبیل زیگورات
  • زیگورات چغازنبیل شوش
  • تپه چغازاد
  • تپه چغازاغه 1
  • تپه چغازر دباغی
  • تپه چغازرد
  • چغازال
  • چغازنبیل
  • چغازیور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات