Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چشمک کردن

تلفظ بین المللی : /tʃˈeʃmak kˈardan/ تلفظ :‌ [tS'eSmak k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سیه کردن چشم
  • از گوشه چشم نگاه کردن
  • با چشم اشاره کردن
  • با چشم غمزه کردن
  • با چشم نیم باز نگاه کردن
  • چشم بندی کردن
  • چشم پوشی کردن
  • چشم پوشی کردن از
  • چشم چرانی کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چشمک کردن. [ چ َ / چ ِ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چشمک زدن. با گوشه چشم اشاره کردن. نوعی بهم زدن چشم بقصد ایماء و اشاره :
بچشمک کردنش از در مشو دور.
نظامی.
رجوع به چشمک و چشمک زدن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) چشمک زدن .
با گوش. چشم اشاره کردن . نوعی بهم زدن چشم بقصد ایمائ و اشاره .

کلمات مرتبط

  • سیه کردن چشم
  • از گوشه چشم نگاه کردن
  • با چشم اشاره کردن
  • با چشم غمزه کردن
  • با چشم نیم باز نگاه کردن
  • چشم بندی کردن
  • چشم پوشی کردن
  • چشم پوشی کردن از
  • چشم چرانی کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات