معانی کلمه : چشم باختن
لغت نامه دهخدا
چشم باختن. [ چ َ / چ ِ ت َ ] ( مص مرکب ) مرادف چشم سفید شدن و چشم شکستن. ( آنندراج ). کنایه از کور شدن. از دست دادن نور چشم :
نیست کاری بر کسی دل رامصفا ساختن
باخت چشم آن کس که این آیینه را پرداز کرد.رجوع به چشم سفید شدن و چشم شکستن شود.
نیست کاری بر کسی دل رامصفا ساختن
باخت چشم آن کس که این آیینه را پرداز کرد.رجوع به چشم سفید شدن و چشم شکستن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کور شدن .
مرادف چشم سفید شدن و چشم شکستن . کنایه از کور شدن .
مرادف چشم سفید شدن و چشم شکستن . کنایه از کور شدن .
