معانی کلمه : چست خیز
لغت نامه دهخدا
چست خیز. [ چ ُ ] ( نف مرکب ) زودخیز. تندخیز. جلدخیز. آنکه تند و سریع حرکت کند. تندرو :
ای فلک پیمای چست چست خیز
زانچه خوردی جرعه ای بر ما بریز.رجوع به چست شود.
ای فلک پیمای چست چست خیز
زانچه خوردی جرعه ای بر ما بریز.رجوع به چست شود.
فرهنگ فارسی
زود خیز . تند خیز
