کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : چسبیدگی
تلفظ بین المللی :
/tʃˌasbidˈeɡi/
تلفظ :
[tS,asbid'egi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عدم چسبندگی
چسبندگی
نیروی چسبندگی
از بین رفتن چسبندگی
چسپیدگی
چسبندگی قیمت
مدل ناحیه چسبندگی
مولکول چسبندگی سلول عصبی
فرایند رشد چسبیده
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
چسبیدگی. [ چ َ دَ / دِ ] ( حامص ) رجوع به چسب و چسپ و چسپیدگی شود.
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
اتصال، التصاق
adhesion (اسم)توافق، رضایت، الحاق، چسبیدن، طرفداری، الصاق، دوسیدگی، چسبیدگی، انضمام، قبول عضویت، کشش سطحی، همبستگی، الحاق دولتی به یک پیمانcoherence (اسم)چسبیدگی، وابستگی، ارتباطcoherency (اسم)چسبیدگی، وابستگی، ارتباطinherence (اسم)چسبیدگی، ذاتی بودن، جبلی، اصلیت، لزوم ذاتیinherency (اسم)چسبیدگی، ذاتی بودن، جبلی، اصلیت، لزوم ذاتی...
کلمات مرتبط
عدم چسبندگی
چسبندگی
نیروی چسبندگی
از بین رفتن چسبندگی
چسپیدگی
چسبندگی قیمت
مدل ناحیه چسبندگی
مولکول چسبندگی سلول عصبی
فرایند رشد چسبیده
نظرات