Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چسبی

تلفظ بین المللی : /tʃˈasbi/ تلفظ :‌ [tS'asbi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • هم چسبی
  • پیستون چسبی
  • جاده چسبی
  • یخ چسبی
  • انگشت چسبی
  • بادخورک های لانه چسبی
  • قنات چسبی سبزوار
  • فرایند رشد چسبیده
  • به پوست چسبیده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

چسبی. [ چ ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان نیگنان بخش بشرویه شهرستان فردوس که در 39هزارگزی شمال بشرویه و 4هزارگزی شمال نیگنان واقع است. دامنه و گرمسیراست و 275 تن سکنه دارد. آبش از قنات ، محصولش غلات ، ارزن ، ابریشم و باغات ، شغل اهالی زراعت و کرباس بافی و راهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان نیگنان بخش بشرویه شهرستان فردوس .

مترادف و متضاد

gluey (صفت)
چسبی

کلمات مرتبط

  • هم چسبی
  • پیستون چسبی
  • جاده چسبی
  • یخ چسبی
  • انگشت چسبی
  • بادخورک های لانه چسبی
  • قنات چسبی سبزوار
  • فرایند رشد چسبیده
  • به پوست چسبیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات