Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چرک

تلفظ بین المللی : /tʃˈerk/ تلفظ :‌ [tS'eRk]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • چِرک
  • چرک تاب
  • چرک جمع کردن
  • چرک دار
  • چرک داری
  • چرک دانه ای
  • چرک دانه دار
  • چرک دندان
  • چرک سیاه کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

چرک . [ چ ُ رَ ] (ترکی ، اِ) نان .(فرهنگ نظام ). مطلق نان . چروک . رجوع به چروک شود.

چرک . [ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «از مزارع بلوک کوهپایه ٔ کرمانست که آبش از قنات و محصولش فقط جو و گندم است و چیزدیگر بعمل نمی آید». (از مرآت البلدان ج 4 ص 221)....

فرهنگ عمید

۱. مادۀ سفیدرنگی که از دمل و زخم بیرون میآید و مرکب از مایع سلول های مرده، باکتری ها، و گلبول های سفید است، ریم.
۲. مادۀ چرب و تیرهرنگی که به سبب نشستن بدن یا لباس بر روی پوست یا لباس پیدا میشود، شوخ، شوغ.

فرهنگ معین

(چُ رَ) (اِ.) [ تر. ] = چروک . چورک : نان .

(چِ) (اِ.) 1 - مادة سفیدرنگی که از زخم و دمل بیرون آید. 2 - مادة تیره رنگ و چربی که به سبب دیر شستن بدن یا لباس در روی پوست یا لباس ظاهر شود. ؛ ~ دلِ کسی را پاک کردن کنایه از: رفع کدورت از کسی کردن .

(چِ ) (اِ. ) ۱ - مادة سفیدرنگی که از زخم و دمل بیرون آید. ۲ - مادة تیره رنگ و چربی که به سبب دیر شستن بدن یا لباس در روی پوست یا لباس ظاهر شود...

دانشنامه آزاد فارسی

چِرْک (pus)
مایع زردرنگی که براثر عفونت در بدن تشکیل می شود. شامل گویچه های سفید خون، باکتری های مرده و زنده، بافت های مرده، و سِرم است. به تجمع چرک در فضای بسته آبسه می گویند.
wikijoo: چرک

فرهنگ فارسی

( اسم ) نان
دهی از بخش پشت آب شهرستان زابل .

دانشنامه عمومی

ممکن است به خاطر عفونت دستگاه لنفاوی هم باشدزیست شناسی و آزمایشگاه ۲، سال سوم آموزش متوسطه، چاپ هفتم ۱۳۸۶چرک مایعی سفید یا زردرنگ است که در اثر عفونت های باکتریایی ظاهر می شود. تجمع چرک در فضایی بسته از یک بافت، آبسه نام دارد. جوش چرکی است که در سطح پوست پدیدار می شود.چرک شامل سلول های مرده و اجزای سلولی، میکروب های کشته شده و نوتروفیل ها (نوعی گویچه سفید) و مواد شیمیایی که بر ضد یکدیگر زده اند اس...

گویش مازنی

چرک فساد زخم

صدای شکستن چوب یا استخوان انسان و حیوان

/cherk/ چرک فساد زخم & صدای شکستن چوب یا استخوان انسان و حیوان

مترادف و متضاد

صفت ≠ تمیز

آلوده، پلشت، کثیف، پلید، نجس ≠ جراحت، جرم، عفونت

۱. آلوده، پلشت، کثیف، پلید، نجس ≠ تمیز
۲. چرکین، ریم، خون فضله، قذرات، کثافت، لکه، وسخ
۳. جراحت، جرم، عفونت
۴. شوخناک

filth (اسم)پلیدی، الودگی، هرزه، کثافت، چرک، خرده ریزimpurity (اسم)الودگی، کثافت، ناپاکی، چرکslag (اسم)کف، خاکستر، تفاله، اشغال، چرک، درده، گداز اتشفشانی، فلز نیم سوختهfester (اسم)چرکsmea...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] چرک جرمی تیره رنگ است که بر بدن یا لباس و مانند آن می نشیند و از آن به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، نکاح و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.چرک، مایع سفید یا زرد رنگ بر آمده از زخم یا دمل، جرم تیره رنگ و معمولًا چربِ نشسته بر بدن، لباس و مانند آن است.چرک برآمده از زخمچرک برآمده از زخم در صورتی که آلوده به خون نباشد پاک است. خون ناشی از زخم بدن قبل از بهبود زخم در نماز مَعفُو است. همچنین ...

واژه نامه بختیاریکا

نخ پنبه ای سفید قالی؛ فردشک
پَرچ؛ کِوِرِه؛ هُخُره

کلمات مرتبط

  • چِرک
  • چرک تاب
  • چرک جمع کردن
  • چرک دار
  • چرک داری
  • چرک دانه ای
  • چرک دانه دار
  • چرک دندان
  • چرک سیاه کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات