کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چروکیدن | کلماتور
معانی کلمه : چروکیدن
تلفظ بین المللی :
/tʃˌoruːkˈidan/
تلفظ :
[tS,oRu:k'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
چروکیده
چروکیده شدن
چروکیده و پژمرده
چرویدن
چوروکیدن
اسپرس برگ چروکیده
حلزون نفیر چروکیده
مرغ ایزدی طوق چروکیده
شتر چرانیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
چروکیدن. [ چ ُ دَ ] ( مص جعلی ) چین دار شدن و تا خوردن. ( ناظم الاطباء ). چین خوردن. چروک خوردن. پر چین و شکن شدن. چین و چروک شدن.
فرهنگ عمید
ناصاف و دارای چین و شکن شدن، چروک خوردن، چروک برداشتن، چروک شدن.
فرهنگ معین
(چُ دَ ) (مص ل . ) چروک شدن .
فرهنگ فارسی
چروک خوردن، چروکدارشدن، چروک شدن، چروک برداشته
( مصدر ) چروک یافتن پرچین و چروک گردیدن .
مترادف و متضاد
چروک خوردن، چینوچروکدار شدن، ناصاف شدن، بیاتو شدن ≠ صاف شدن، اتودار شدن
wrinkle
(فعل)
چین دادن، چروکیدن، چین و چروک خوردن، چروکیده شدن
crimp
(فعل)
چروکیدن، اغوا کردن، چین چین و موج دار کردن
کلمات مرتبط
چروکیده
چروکیده شدن
چروکیده و پژمرده
چرویدن
چوروکیدن
اسپرس برگ چروکیده
حلزون نفیر چروکیده
مرغ ایزدی طوق چروکیده
شتر چرانیدن
نظرات