Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چروند

تلفظ بین المللی : /tʃˈarvand/ تلفظ :‌ [tS'aRvand]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • چرونده
  • سامانۀ رده بندی چرخند حارّه ای از تصویرهای ماهواره ای
  • غاز چراندن
  • کوتوله چرخند حارّه ای
  • مقیاس چرخندی
  • میان چرخند
  • ادم چرند
  • چرخندگی
  • چرند نویس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

چروند. [ چ َرْ وَ ] ( اِ ) قسمی از فانوس که چراغ را از باد و جز آن حفظ میکند. ( ناظم الاطباء ). چیزی که چراغ در آن مینهادند و از جائی بجائی میبردند تا باد آنرا خاموش نکند. ( فرهنگ نظام ). چیزی که چراغ در آن نهند و از جایی بجایی برند تا باد چراغ را فروننشاند. مردنگی. چرغند. چرونده. چرغنده. رجوع به چرونده شود. || چراغپایه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چرونده شود : در خانه ما بیش نه دود است و نه چروند. ...

فرهنگ عمید

نوعی فانوس که چراغ را در آن بگذارند تا از وزش باد خاموش نشود، فانوس، مردنگی.

کلمات مرتبط

  • چرونده
  • سامانۀ رده بندی چرخند حارّه ای از تصویرهای ماهواره ای
  • غاز چراندن
  • کوتوله چرخند حارّه ای
  • مقیاس چرخندی
  • میان چرخند
  • ادم چرند
  • چرخندگی
  • چرند نویس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات