Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چرمه

تلفظ بین المللی : /tʃˈarmeː/ تلفظ :‌ [tS'aRme:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • چرمه جار
  • چرمه سری
  • چرمه کر
  • چرمه داش
  • چرمه رنگ
  • چرمه پولاد
  • کلین چرمه
  • پیش چرمه
  • تپه چرمه سوار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

چرمه . [ چ َ م ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان نیم بلوک بخش قاین شهرستان بیرجند که در 37هزارگزی شمال باختری قاین واقع است . کوهستانی و معتدل است و 1839 تن سکنه دارد. آبش از قنات ، محصولش غلات و زعفران ، شغل اهالی زراعت ، مالداری و قالیچه بافی وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9)....

فرهنگ عمید

اسب، مخصوصاً اسب سفید: سلطان یک سوارۀ گردون به جنگ دی / بر چرمه تنگ بندد و هّرا برافکند (خاقانی: ۱۳۶ ).

فرهنگ معین

(چَ مَ ) (اِ. ) ۱ - اسب . ۲ - اسب سفید.

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان نیم بلوک بخش قاین شهرستان بیرجند کوهستانی و معتدل ۱۸۳۹ سکنه . آب از قنات محصول : غلات و زعفران . شغل زراعت مالداری و قالیچه بافی .
اسب، مطلق اسب، مخصوصااسب سفید
( اسم ) ۱- اسب ( مطلقا ) . ۲- اسب سفید. ۳- چرمینه مچاچنگ .
دهی از دهستان نیم بلوک بخش قاین شهرستان بیرجند .

دانشنامه عمومی

چرمه روستایی در دهستان آیسک بخش آیسک شهرستان سرایان استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۸۳۵ نفر (در ۲۸۷ خانوار) بوده است.چرمه ( اسب سفید)روستائی تاریخی درفاصلهٔ 14 کیلومتری شمال شرقی سرایانارتفاع از سطح دریا ۲۴۰۰ متر ییلاقی وکوهستانی در میان رشته کوه های حد فاصل قاینات تا کلات گناباد و دارای کلاته ها، چشمه ها ومزارع متعدد خوش آب و هوا به نام ...

گویش مازنی

۱نوعی شلتوک نامرغوب ۲گوسفندی که بر پا و پوزه و پشتش لکه های ...

/charme/ نوعی شلتوک نامرغوب - گوسفندی که بر پا و پوزه و پشتش لکه های سفید دارد ۳گوسفند کبود رنگ

فرهنگ اسم ها

اسم: چرمه (دختر) (فارسی) (تلفظ: charma) (فارسی: چَرمَه) (انگلیسی: charmah)
معنی: اسب به ویژه اسب سفیدرنگ

مترادف و متضاد

اسب، اسب سفید

واژه نامه بختیاریکا

( چَرمه ) خاکستری؛ الاغ سفید رنگ

کلمات مرتبط

  • چرمه جار
  • چرمه سری
  • چرمه کر
  • چرمه داش
  • چرمه رنگ
  • چرمه پولاد
  • کلین چرمه
  • پیش چرمه
  • تپه چرمه سوار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات